|
کتاب: فرهنگ واژگان
واژهی «کتاب» در قرآن بیشتر به جریان زندهای اشاره دارد که دائم در حال اتفاق است، ولی مکتوب، واقعهای ثبیت شده و تمام شده است متن کامل
1389/2/15
|
|
|
امام
ميان فرمانروا و مردم، رابطهي فرمان و اطاعت است در حالي ميان امام و كسي كه او را الگو و نمونهاي براي رشد و كمال خويش قرار ميدهد چنين رابطهاي معناي چنداني نميتواند داشته باشد. متن کامل
|
|
|
انسان (از فرهنگ واژگان)
واژهی آدم معمولا همراه با مضامین اسطورهای است مانند داستان درخت جاودانگی در بهشت و هبوط و ... اما لفظ انسان بیشتر با مضامین روانشناختی همراه است، مانند عجول بودن، زیاده خواه بودن، حس طغیانگری، و امثال آن متن کامل
30/6/1388
|
|
|
ملت
واژه «ملت» كه قبلا به معناي دين، كيش، و مذهب بود، به طور مشخص از دوره مشروطه بهبعد معنايي متفاوت نسبت به قبل پيدا كرد و تا حدود زيادي معادل واژه Nation شد متن کامل
|
|
|
انفاق
« نفاق» حركتي بر عكس انفاق است و ميتوان گفت كه منافق كسي است كه با عملكرد خود فاصلهي ميان فقير و ثروتمند را بيشتر ميكند. متن کامل
|
|
|
دین
«دين عبارت است از مجموعهي رفتار آدمي كه به اختيار و آزادي و انتخاب خود آدمي صورت ميگيرد. آيه «لااكراه فيالدين.....» تا حدودي بيا كننده همين معنا است. ولي روي ديگر آن، پذيرفتنِ نتيجه و قبولِ فرجام كاري است كه هركسي انجام داده است متن کامل
|
|
|
شاعر
شاعر كسي بود كه با ناخودآگاه جمعي قبيلهي خويش ارتباط داشت و دغدغههاي پنهان و مغفول قبيلهي خويش را در قالب زباني ادبي بيان ميكرد. متن کامل
|
|
|
آدم
خلاصه نويسي و مجمل گويي در بارهي يكي از مهمترين و اساسيترين مفاهيم قرآن نارسا و نابسنده باشد. همين بود كه رفرانسها در اين نوشته زياد شد و گريزي هم نبود. متن کامل
|
|
|
آدم - بخش دوم: نساء
متن کامل
|
|
|
قسط
متن کامل
|
|
|
روح
«روح»، « نفس» و «قلب» مهمترين و اساسيترين اقنومهاي است كه انسانشناسي قرآن مبتني بر آن است و ساختار كلي انسان را سايد بتوان در تعامل اين سه اقنوم با هم نشان داد متن کامل
|
|
|
نفس
نفس با شورمندي تمام، صيانت و پاسداري از حيات را بهعهده دارد و براي دوام و بقاي همين زندگي، از تمامي غرايز طبيعي به هرقيمت بهرهميگيرد. متن کامل
|
|
|
نماز ، صلاة
تعريف نماز در قرآن، از رابطهاي دو جانبه حكايت ميكند و خداوند و ملائك او نيز بر انسان نماز ميگزارند.... متن کامل
|
|
|
زكات
در قرآن، در اغلب موارد «صلوة» و «زكوة= zakat ) با هم آمده است. اما نه شكل خاصي براي نماز بيان شده است و نه مقدار و موردي معين براي صدقهاي كه به عنوان زكات از آن ياد ميشود متن کامل
|
|
|
حلال و حرام
در بحث حلال و حرام، ابتدا به معناي پايه در زبان و فرهنگ عرب جاهلي اشاره شده است و سپس معناي اين مفاهيم را در قرآن جستجو كردهام و در پايان به مفهوم حلال و حرام در مورد خوراكيها و به ويژه اشارهاي شده است به مسئله گوشت حلال و حرام و ذبايح متن کامل
|
|
|
قوم، قيام، قيامت
واژگان،«قيام»، «قوم»، «قوامون»، «مستقيم»، و «قيامت» كه در قرآن آمده ا،ز همين واژهي «قوم» مشتق است و هركدام به نحوي معناي استوار شدن، و روي پاي خود ايستادن را دارد متن کامل
|
|
|
حدود
معناي حدود در قرآن با آنچه در فقه آمده بسيار متفاوت است متن کامل
|
|
|
«حديد» بخش دوم از واژهي «حدود»
حديد، ژرف و نافذ كه مانع تداخل چيزها در هم ميشود. متن کامل
|
|
|
ظلم
«مظلوم» بودن، يعني ناتوان بودن، يعني فاقد جرأت و جسارت لازم براي زندگي كردن. بنا براين، مفهوم «ظلم» در بسياري موارد، نكوهيده و ناشايست شمرده نميشد متن کامل
|
|
|
رمضان
اين واژه در اصل از «رمض» (ramaz) گرفته شده است كه به معناي شدت گرما از تابش خورشيد تابستان بوده است. متن کامل
19/4/84
|
|
|
رقبه
بايد تفاوتي ميان معناي «رقبه» و «عبد» باشد. در قرآن هيچ آيهاي نيست كه از «تحرير عبد» يا «فك عبد» سخني رفته باشد اما از تحرير رقبه و فك رقبه ياد شده است. به تعبير ديگر، «عبد» بنده نيست كه نياز بهاين باشد كسي او را آزاد كند. «عبد» كسي است كه به خواست خود به عبوديت خدايي يا خداياني در ميآيد، متن کامل
|
|
|
قلب: دگرگوني
قلب به آن نقطهكانوني و مركزي وجود انسان گفته ميشود كه همهي دگرگونيها و نو به نو شدنهاي وجودي انسان از آن سرچشمه ميگيرد متن کامل
|
|
|
ميسر (mayser)
به آسان یافتگان متن کامل
|
|
|
معنا
متن کامل
|
|
|
صراط
متن کامل
|
|
|
فرهنگ
متن کامل
|
|
|
سحر
متن کامل
|
|
|
عمل
متن کامل
|
|
|
غيب
متن کامل
|
|
|
عدل و عدالت
متن کامل
|
|
|
عبادت
متن کامل
|
|
|
عذاب
متن کامل
|
|
|
(بهشت (جنت
متن کامل
|
|
|
«ايمان» بخش دوم
متن کامل
|
|
|
«ايمان» بخش اول
متن کامل
|
|
|
عقل
متن کامل
|
|
|
حرف
متن کامل
|
|
|
كلمه
متن کامل
|
|
|
اسلام
متن کامل
|
|
|
اسم
متن کامل
|
|
|
گذري كوتاه بر معناي «بلا»
در ژرف ساخت قصهي آفرينش، از دو راههاي سخن رفته است كه اين دو راهه در ذات وجود آدمي تعبيه است و بني آدم كه ما باشيم مدام بر سر اين دو راههي انتخاب قرار ميگيريم. راهي بلا خيز كه طي طريق در آن به هفت خوان رستم و هفت شهر عشق ميماند، و راهي كه وعدهي ابليس در «ملك لايبلي» و درخت جاودانگي را مينمايد و ... متن کامل
|
|