|

روزگار کودکی ام، مشهد شهر نبود، باغ شهر
بود. از دروازهي بالا خيابان تا دروازهي پايين
خيابان هم با پاي پياده و تفرج كنان، بيش از نيم
ساعتي راه نبود
خانوادههاي متوسط شهري، اغلب هر كدام چند جويه
باغ انگور در بيرون دروازه شهر براي خود داشتند،
خاطرههاي دوران كودكي من از اين شهر، آميختهايست
از آب و گياه و زنبيلهاي انگور و گلهاي محمدي كه
بر روي طبقهاي توت ميچيدند.
خانه ما در چند قدمی میدان
مجسمه بود، در
ملتقای سنت و مدرنیته، همانجا كه امروز به
ميدان شهدا معروف است. از میدان مجسمه
به سمت جنوب که نگاه می کردی، خیابان ارک بود و
ادارات دولتی و سینما و تاتر و ....، و به سمت شرق
که می چرخیدی، حرم و مسجد و مدرسه علمیه و هیات
های سینه زنی و دیگر نمادهای سنت.
در همان سالهاي جواني بود كه با جلسات و
سخنرانيهاي استاد محمد تقي شريعتي آشنا شدم و
افقهاي تازهاي برايم گشوده شد
سال هزار و سيصد و پنجاه چهار بود كه وارد دانشگاه
فردوسي مشهد شدم و رشتهي زبان و ادبيات فارسي با
گرايش زبانشناسي را پي گرفتم. در آن زمان دو
فرزند هم داشتم.
پايان دورهي تحصيلي در مقطع ليسانس، تب و تاب
انقلاب بالا گرفت و من را هم با خود برد، پس از
پيروزي انقلاب يكچند به جهاد سازندگي بودم. تشكيل
اولين شوراهاي روستايي در خراسان، از مهمترين
تجربهها و خاطرات من در اين دوره است.
در سال 1360 كه از جهاد سازندگي كناره گرفته بودم
اولين كتابم را با عنوان «نگاهي ديگر به مفاهيم
قرآن» نوشتم كه به همت انتشارات الهام چاپ و منتشر
شد. به زبانشناسي علاقهي بسيار داشتم، همين بود
كه مطالعات در آن زمينه را پيگيري ميكردم.
سالها پيش از انقلاب با متون عهد عتيق هم آشنا
شده بودم، اين آشنايي هم خود ماجرايي بس عجيب داشت
كه شرح آن از حوصلهي اين مجال بيرون است. بعد از
انقلاب نيز هنگامي كه با انديشههاي يونگ آشنا شدم
مطالعاتم را در زمينهي متون مقدس گسترش دادم. به
درخواست برخي دوستان بارها بخشهايي از متن عهد
عتيق و عهد جديد و قرآن را در كلاسهاي خصوصي
تدريس كردم. كه چندان هم بيدرد سر نبود. در همهي
اين احوال شاغل به كارهايي براي امرار معاش هم
بودم يا به تعبير اونا منو، كاري به ضرورت سفله
پرور معاش.
از ميان حكيمان و شاعران فردوسي و حافظ را بيشتر
دوست دارم، و از ميان عارفان ابوالحسن خرقاني را.
از كتابهايي كه تا كنون نوشتهام «اندوه يعقوب»
را بيشتر زندگي كردهام. و ديگر...چيز قابل به
عرضي نيست
در
باره اين سايت
اين
سايت از ارديبهشت سال 1382 شروع به فعاليت نمود،
در بهار سال 1388 با مشكلات فني مواجه شد و
ناگزير با برنامه و قالبي جديد اما با همان نشاني
قبلي سامان تازهاي به خود گرفت و بخشي از
فايلهايي كه از گذشته در دست رس بود از نو در
اينجا آورده شده است
انگيزهي ايجاد و ادامهي كار اين سايت، جهت
ارائهي برخي پژوهشهاي ديني و فرهنگي از نگاه
صاحب اين قلم بوده است و تلاش و كوشش بر اين بوده
و هست كه با نگاهي تاويلگرايانه به بازخواني
مضاميني از دين و فرهنگ پرداخته شود.
به همين جهت، براي ارائهي هر بحثي، ابتدا معناي
واژگان كليدي متن مورد نظر در بستر زماني و مكاني
كه متن در آن پديد آمده مورد بر رسي و تامل قرار
ميگيرد و سپس با حفظ معناي پايه، و عبور مفاهيم
از دالان پر پيچ و خم حوادث تاريخي، آن تلقي كه
امروز ميتوانيم از متن داشتهباشيم ارائه شده
است.
در مورد فرهنگ و ادب پارسي نيز مطالبي در اين سايت
ديده ميشود، به ويژه از پدر زبان پارسي فردوسي.
آميختگي مضامين ديني، با وقايعي كه در ايران پس از
اسلام پديد آمد، سبب آميختگي همان مضامين با ادب و
فرهنگ ايران نيز شده است. از اين جهت شايد بتوان
گفت كه اسلام ايران، اگر چه داراي وجوه مشترك
بسياري با ديگر كشورهاي مسلمان هست اما تا حدودي و
از برخي جهات، اسلامي ويژهي مردم اين سر زمين
است. همانگونه كه هر سرزمين ديگري نيز همين
آميختگي اسلام را با فرهنگ بومي خود داشته است.
درستتر اينكه، هر ديني در هر سرزميني و در طول
زمان، جزو لاينفك فرهنگ همان سر زمين ميشود. و
البته اين ويژه بودن به هيچ روي به معناي خوب يا
بد بودن، همچنين به معناي عدم تعامل با جهان امروز
هم نيست. يكي از مواردي كه در نوشتههاي اينجا
پيگيري ميشود، چيستي و چگونگي و آگاهي از همين
ويژه بودن و خود بودن از يكسو، و كوشش براي
برداشتن گامي در جهت صلح و تعامل با جهان امروز از
سوي ديگر است
علي طهماسبي
|